# پرسه ـ در ـ فضای ـ مجـازی
تیترها حرف میزنند
محسن مقصودی با انتشار تصاویری از یک روزنامه اصلاحطلب نوشت: «تیترهای روزنامهها حرف میزنند: «با دشمنان مدارا»، «پشتپرده سقوط حلب؛ جولانی، به سوی دمشق»، «همزمان با مذکرات، حماه و دیرالزور سقوط کردند و...». ارتش سوریه نسخه شاعرانه شما را اجرائی کرد. وقتی وسط جنگ وجودی حق و باطل، از مدارا با دشمن و انفعال صحبت میکنند. آزموده را آزمودن خطاست.»
رپرتاژ برای تروریستها!
عبدالله گنجی هم با انتشار تصویر دیروز همان روزنامه اصلاحطلب نوشت: «رپرتاژ برای تروریستها! روشنفکران ما زودتر از تروریستها دمشق را تصرف کردند! صبر کنید شادی زودهنگام چرا؟ احساسات را کنترل کنید.»
دنیای عجیب
حسن عابدینی: «دنیای عجیبی است؛ منافقانه با گرگ میخورند، با سگ گله سروصدا و با چوپان گریه میکنند.... و این حکایت تعامل برخی دولتها و نهادهای بینالمللی با مردم فلسطین است. برای۴٠هزار قربانی نه یک دقیقه که ۱۴ ماه سکوت کردند.... و جلاد اما نه یکبار که ۶٠ بار ایستاده تشویق شد.»
محتملترین سناریو برای سوریه
محمد خواجویی: «محتملترین سناریو برای سوریه بعد از سقوط احتمالی بشار اسد، تکرار تجربه لیبی بعد از سقوط قذافی است؛ یعنی نبود یک دولت مقتدر مرکزی و افتادن هر تکه از کشور به دست یک قوم و طایفه و گروه. این خود شروع مرحله جدید از بیثباتی در سوریه است که به مرزهای این کشور هم محدود نخواهد ماند.»
از غزه غافل نشوید
کاربری نوشت: «از غزه غافل نشوید. به سوریه دقت کنید، به لبنان دقت کنید، به یمن دقت کنید، به عراق دقت کنید، اما این رو هم بدونید که قلب تپنده مقاومت غزه بود و هست. مقاومت یک قلب دارد که غزه است و یک مغز که ایران است. این دو را هدف میگیرند تا مقاومت را بکشند. هرگز از غزه غافل نشوید.»
بهترین کار در شرایط اضطرار
مهدیه شادمانی: «جبهه مقاومت در شرایط سختی قرار دارد. اسرائیل در حال پیگیری خلع سلاح مقاومت از مسیر سوریه است. شاید در این شرایط اضطرار، بهترین کار توسل به حضرت مادر باشد. مثل روایت حاج قاسم از جنگ: «وقتی که دشمن در لب اروند ایستاده بچهها را با تیر میزد، آنزمان هم سلاح کارگر ما زهرا(س) بود.»
شاهکار حزبالله را دیدید؟
کاربری نوشت: «سقوط شهرهای سوریه رو پشتسر هم دیدید! حالا میشه بهتر درک کرد شاهکار «حزبالله» را؛ بدون سید مقاومت؛ حتی یه وجب خاک ندادند.»
عنایت مادرانه
دلیر با انتشار این تصویر نوشت: «اولینباری که خونمون روضه گرفتم مستأجر بودیم خونه
۵۰ متری. همسرم گفت حضرت زهرا نمیزاره مهموناش تو جای کوچیک بمونن. اون سال ساندویچ پنیر سبزی دادیم ولی سالهای بعد غذارو ارتقا دادیم، الحمدلله چند سال بعد خونه خریدیم. امسال از لطف خانم، یه پولی رسید و غذای نذریِ روضه شد چلوکباب. ممنونم مادر»